چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۵

سالروز درگذشت سید محمود توحیدی ( ارفع کرمانی )

سید محمود توحیدی فرزند سید عبدالحسین((مجدالسادات))در سال1322شمسی در کرمان پا به عرصه وجود نهاد.دوره ی ابتدایی و متوسطه را در کرمان وتحصیلات عالی را در دانشگاه فردوسی مشهد در رشته زبان وادبیات فارسی به پایان رساند،سپس در وزارت آموزش و پرورش به خدمت پرداخت.مدتی با مطبوعات همکاری نمود.در مسابقاتی که به همت دانشگاه فردوسی مشهد بین سال های 50 -54 در رشته های ادبی صورت گرفت ،چهار سال متوالی در رشته های مقاله نویسی و داستان نویسی و نمایشنامه نویسی مقام اول را احراز کرد. بنا به خواسته مرحوم عبدلله دهش کرمانی مسؤولیت جمع آوری و انتخاب و بررسی اشعارش به وی واگذار شد. در سال 1342 خدمت حضرت نورعلیشاه کرمانی به فقر نعمت اللهی مشرف گردید.او دبیر بازنشسته آموزش و پرورش کرمان بود.وبیشتر اوقات خود را صرف تحقیق و مطالعه و اشاعه ی عرفان و تصوف می نمود.او از شاعران چیره طبع وخوش اسلوب معاصر شهر ما(کرمان)به شمار می امد که هم در معانی عرفانی و هم در مضامین دیگر مهارت فراوان داشت.بیان فخیم و ترکیبات منسجم به شعرش آب و رنگی خاص می داد . از ارفع کرمانی غزل‌های زیادی باقی مانده که به دلیل گرایش‌های صوفیانه وی در حوزه عرفان قرار می‌گیرند. آنچه از نوشته‌هاو سروده‌های وی به جاست مجموعه غزلهایش با عنوان «یاس‌ها و داس‌ها» و «دیوان اشعار» و «در شهر قصه هیچ عجیبی عجیب نیست»؛ وهمچنین تألیفی است تحت عنوان «بحث انتقادی راجع به تشبیهات لیلی ومجنون نظامی و جامی». «یاس‌ها و داس‌ها» نخستین بار در ۱۳۷۹ به چاپ رسید و بارها با تجدیدنظر و تصحیحات تازه منتشر شد. در این مجموعه، ارفع تعدادی از غزل‌های خود را چاپ کرد و توانایی خویش را در سرودن غزل نشان داد. غلامحسین یوسفی که یکی از استادان دوران تحصیل ارفع در دانشگاه فردوسی مشهد بوده دربارهٔ شعر ارفع می‌گوید: «در غزل فارسی معاصر، شعرهای ارفع در شمار آثار خوب و خواندنی و برجسته است. سرانجام در 13 بهمن ماه 1379 در اثر عارضه سکته،به حق پیوستند .
فرزند وی به نام فؤاد توحیدی با تشکیل گروه موسیقی ارفع و استفاده از اشعار پدر، برنامه‌های متعددی در سطح کشور و جهان ترتیب می‌دهد.

معروف‌ترین غزل او چنین است:
بی خبران خبر خبر، میکده باز باز شد نیمه شبی به درگهی دست کسی دراز شد
شیخ فرود آمد از منبر وعظ و مرثیت مطرب عشق از میان هی زد و برفراز شد
می رسدم ز هر طرف بانگ رباب و چنگ و دف یار ز راه می‌رسد دمدمه نیاز شد
چنگ به دامنش زدم عشوه نمود و بست در سنگ چو بر درش زدم صد در بسته باز شد
عشق چو سر برآورد خواجه به بندگی برد تاج سر سبکتکین خاک در ایاز شد
سر وجود خال تو، مستی ام از خیال تو آینه جمال تو ساغر اهل راز شد
طره کیمیا برد تاب و توان شمس را عشق حقیقی عاقبت ختم به این مجاز شد
آینه وقت دیدنت بر دلش آه خیمه زد سرو چو دید قامتت خم شد و در نماز شد
ارفع اگر زدی به سر نعره کشیدی از جگر شکر خدا که عاقبت آه تو کارساز شد

سالروز درگذشت سید محمود توحیدی ( ارفع کرمانی )
امتیاز دهید.

، ، ،

نظر خود را ثبت کنید